همانطور که احتمالاً در جریان هستید چند نفر طلبه یک لاقبا، در جریان سخنرانی ۱۵ خرداد حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در قم، قصد طرح سئوال از ایشان داشتند که مأموران امنیتی به شدت با آنها برخوردکردند و در نتیجه جلسه سخنرانی قدری متشنج شد. بعد هم قوه قضائیه این طلبه ها را به اتهام طرح سئوال! با سرعتی محیر العقول به دادگاه کشاند و برایشان احکام زندان و شلاق و... برید! یادتان هست روی در و دیوار شهرهای ایران پوستر زده بودند که برای جلوگیری از حاکمیت وحشت و خفقان به هاشمی رفسنجانی رأی بدهید؟
خانم فاطمه رجبی، نویسنده پر دغدغه نشریه فراموش نشدنی و تعطیل شده صبح (به مدیر مسئولی جناب مهدی نصیری) و نویسنده کتابهایی همچون "آمریکا شیطان بزرگ" و "لیبرالیسم" در مورد این قضیه یادداشت پرشوری نوشته است که خواندن آن جگر من یکی را حال آورد. بد نیست شما هم قسمتهایی از آن را بخوانید:
"احكام مذكور را دادگاه ويژه روحانيت صادر كرده است. از اين روي قطعاً محكومان در كسوت روحانيت ميباشند!؟ بنابراين شايد بتوان تصور كرد اين احكام، مجازات آن دارندگان لباس روحاني است كه در پرتو توسعه اقتصادي و توسعه سياسي 16 سال تمام تئوري پردازان دينسوزي و فرهنگستيزي بودند يا كساني از اين افراد كه با داشتن مسئوليت قوه مجريه، كودتاي خزندهاي عليه دين، شريعت و روحانيت و مرجعيت را بيباك و صريح و شفاف سردمداري كردند! شايد حكم مجازات آن دارنده لباس روحاني است كه رياست جمهوري خود را آغاز عصر خردگرايي اعلان داشت، و دوران طلايي حضرت امام(ره) را دوران حاكميت احساس و عاطفه ناميد و دين و ارزشها را بنابر سليقه و خواست خود و عشيرهاش تفسير كرد و حاكميت داد. او كه آقازادهها، برادران و برادرزادگان و مديرانش مافياي قدرت و ثروت تشكيل دادند و سرنوشت ملت و منافع ملي را در دستان خود گرفتند، و دخترش، جنگ با شريعت را پيشگام شد و هماكنون در انگليس با نويسندگان دوران پهلوي به كار علمي-فرهنگي مشغول است و اين مصائب به انجام نرسيد، مگر با پشتوانه سياسي پدر، و رئيس قبيله.
ملت حق دارد تصور نمايد اين احكام مربوط به كسي است كه با داشتن لباس و نام روحاني، دستور بانك جهاني و صندوق بينالمللي را در تعديل حجاب در منبر نماز جمعه تئوريزه نمود، و آنچه از فساد و بيحجابي و نابساماني فرهنگي در امروز رواج دارد، آغازگرش هم اوست كه بنام تفسير قرآن و تبيين احكام با اجراي دخترش به جامعه ارزاني كرده! كسي كه امروز تعرض به ولايت فقيه را آشكارا بيان ميدارد و تحمل به هدم آن را در خبرگان آتي، مورد توجه قرار داده است و فرزندش در انتخابات نهم، اين وعده را صريحاً بيان داشت و خود به عنوان يك دستورالعمل در حال پيگيري آن است!؟
شايد ملت ميپندارد، احكام مربوط به اين دارندگان لباس روحاني است كه:...
در جايگاه نخستين رئيس جمهور دهه دوم، توسعه را حاكميت داد و خود مسئول و مجري اهداف ويرانگر فرهنگي، سياسي و اقتصادي آن شد و علاوه بر 8 سال دوره خويش، 8 سال اصلاحطلبي را هم معماري كرد و مافياي قدرت و ثروت را فربهتر نمود، و بيتالمال را ارث پدري خواندگان آن نمود، و افكار امام(ره) و انديشه بسيج را در خطبهها به چالش گرفت و يا با مسخرگي به آن پرداخت و در انتخابات نهم، با فيلمي موهن به ساحت پاك روحانيت خدشه فراوان وارد ساخت و با خرج دهها ميليارد تومان ملت به ستوه آمده را به صف واحد عليه سياسيكاري و سرمايهخواري و… تبديل نمود، و آنگاه كه با قهر ملي، مجبور به ترك صحنه شد، در مقام يك اصلاحطلب تمام عيار، براندازي آراء و خواست قاطع ملت را دنبال كرده، و با ترفندهاي پي در پي به انتقامگيري از اسلامخواهي يكپارچه مردم و عدالت محوري رئيس جمهور منتخب آنها ميپردازد. و بالأخره ملت گمان دارد احكام شديد و غليظ درباره اعمال كساني است كه در طول 16 سال چه قراردادها كه نبستند و چه مافيايي كه از قدرت و ثروت تشكيل ندادند، و چه بيتالمال را ارث پدري محسوب نكردند، و خويشان و وابستگان و مديران و همفكران خود را از بذل و بخشش آن بي نصيب نگذاردند!
شايد حدس ملت آن باشد كه حكمها مربوط به همين افراد است كه در عين گرفتن جايگاههاي بالاي نظام اسلامي، به لحاظ فكري، سياسي، اقتصادي، تلاش وافر در گسست نسلها از اسلام و تشيع و مرجعيت و روحانيت، امام(س) و رهبري و قانون اساسي و… نمودند و با زور و قلدري و قيم مآبي، اين تهاجم را خواست ملت خواندند، و امروز كه آگاهي دينمدارانه ملت آنان را طرد كرده است در مجمع تشخيص مصلحت نظام، محفل تشكيل دادهاند، قوچاني و سعيد حجاريان را براي تشخيص و تدوين استراتژي مصلحت نظام اسلامي در سراي امام عصر(عج) بكار ميگيرند، و پي در پي نسبت به دين و اقتصاد و سياست خارجي دل نگراني بروز ميدهند! يعني اينكه ما به هيچ روي “خواست ملت را در كنار زدن عوامل و اسباب ذلت و تسلي و سازش 16 سال گذشته در قوه مجريه، تمكين نميكنيم، و دولت نهم را كه بر آمده از نگرش رنسانس ملت در احياء گفتمان اسلام ناب محمدي(ص) است و اوج هويتيابي و عزتمندي است و حركت شتابنده در مسير پرافتخار حضرت امام خميني (س) و مقام معظم رهبري است با تمام توان در محاصره قرار داده، با رگبار گلولههاي زبان و قلم و طرح و دسيسه قدرت و ثروت و تعهدات گذشته خود را حفظ خواهيم كرد.
اگر حدس، گمان و تصور ملت درست ميبود، براي قضات آن دادگاه هم افتخار بود و هم اداي دِين به اسلام و روحانيت و تشيع و نظام اسلامي. چراكه چنين راهكاري در راه انجام وظيفه الهي نسبت به حفظ حريم طهارت و قدسيت روحانيت و حوزههاي علميه از شائبههاي سياسيكاري، دنياپرستي و قدرتمداري با اجراي معدودي دستاندركاران قدرت، گامي برداشته بودند.
اما نه! مجازات وحشتزاي مذكور در باره چند طلبه حوزه جعفري(ع) است كه جرم مخوف آنان تنها درخواست سؤال از هاشمي رفسنجاني است."
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 0:19  توسط حامد
|
مدت زیادی است که در این وبلاگ یادداشتی ننوشته ام. به بهانه غبارروبی از آرمانشهر به دو رویداد مبارک در زندگی ام اشاره می کنم:
۱- در روز ۲۸ خرداد ۱۳۸۵، خدا به من و همسرم یک پسر هدیه کرد. اسم او را "احمد رضا" گذاشته ایم. "احمد" را به یاد عزیزترین دوستم و به احترام دو عزیز، شهید "احمد فتاحی" و سردار در بند رژیم صهیونیستی "احمد متوسلیان" و به گرامی داشت سال پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله انتخاب کردیم. "رضا" هم پیشنهاد همسرم بود که "رضا"ی خاطرش خیلی مهم است. اگر زحمتی نیست احمدرضا را دعا کنید.
۲- به لطف خدا تا چند روز دیگر از شر خدمت نامقدس و ننگین سربازی خلاص خواهم شد و این دوران سیاه از زندگی من به پایان خواهد رسید. اگر حال و حوصله ای بود خواهم نوشت که چرا خدمت سربازی نامقدس و ننگین است. به هرحال شکر خدا که گذشت.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 16:35  توسط حامد
|
