مقدمه
دوست نادیده ام «ارمینه»، از مشکلات خدمت سربازی در وضعیت فعلی آن نوشته اند و پیشنهاد کرده اند که دولت احمدی نژاد برای حل این مشکل چاره ای بیندیشد. ایشان همچنین از دوستان خود دعوت کرده اند که در این مورد مطلب بنویسند. امیدوارم دعوت ایشان اجابت شود و به یک موج در وبلاگهای حزب اللهی تبدیل شود و در نهایت این موج منجر به تغییری اساسی در این زمینه شود. بگذریم که بالشخصه چشم انداز مثبتی برای حل این مشکل نمی بینم.
از زمانی که سرباز شدم و حالا که الحمدلله یک سال است دوره سربازی را به پایان برده ام، با هرکس از آشنایان ام که فکر می کردم دستی هرچند کوچک در اداره مملکت دارد، در مورد آثار منفی دوره سربازی صحبت کرده ام. متأسفانه تمامی آنها، آن قدر از فجایعی که در پادگان ها می گذرد بی خبرند که اصلاً نتوانستند و نمی توانند منظور مرا درک کنند. ای کاش این جماعت، همین امروز سی سال کوچکتر می شدند و چند ماهی به سربازی می رفتند تا به چشم خود می دیدند که پادگانها، تنها کارخانه ناراضی سازی نسل جوان نسبت به انقلاب و اسلام هستند. سوای آن دسته از آنها که بنا به دلایل مختلف اصلاً به سربازی نرفته اند، مابقی یا در دوران پهلوی به سربازی رفته اند که خیال می کنند با تغییر نظام، از شاهنشاهی به جمهوری اسلامی، به طور خودبه خود مشکلات سربازی حل شده است و یا در دوران جنگ تحمیلی به سربازی رفته اند که تصور خود را از حال و هوای آن روز پادگان ها، به امروز تعمیم می دهند.
متأسفانه حاکم بودن دیدگاه امنیتی بر ذهن بسیاری از مسئولان این حوزه نیز، چشم آنها را بر واقعیتها بسته است و تصور می کنند هرکس از حذف سربازی اجباری سخن می گوید، در جهت تضعیف قوای نظامی مملکت گام برمی دارد. به همین دلیل فکر می کنم احمدی نژاد حتی اگر بخواهد این مشکل را حل کند، حاکم بودن دیدگاه امنیتی بر ذهن مسئولان این حوزه و بی خبری و غفلت مطلق آنها از وضعیت مخرب پادگانها، جلوی او را خواهد گرفت.
***
چرا سربازی اجباری یک معضل است؟
دو سال خدمت سربازی اجباری در ایران دارای فوایدی است که برخی از آنها عبارتند از:
1-آشنایی نسبی جوانان با تاکتیکهای رزمی و کار با سلاحهای انفرادی که در مواقع تهاجم بیگانگان به کشور، این آشنایی می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
2- دوری از خانواده مخصوصاً در دوران آموزشی که می تواند استقلال فرد را تقویت کند.
3- تمرین های سخت بدنی (در دوره آموزشی) که انجام آنها توسط فرد، او را در برابر مشکلات صبور و آبدیده می کند و او را از تنبلی دور می کند.
4- به نظم درآمدن زندگی. مثلاً دو سال سحرخیزی، می تواند مقدمه خوبی برای ادامه این رویه در طول زندگی باشد.
البته افراط و اعمال کج سلیقگی در بندهای 2و3و4، آسیب های خود را در پی دارد که متأسفانه این کج سلیقگی در یگانهای مختلف نظامی، تقریباً به رویه تبدیل شده است.
در کنار این فواید، این دوره دو ساله دارای آسیبهای فراوانی است که فواید نیم بند فوق در کنار آنها رنگ می بازند و سربازی را به یک معضل تبدیل می کنند:
1- بالا رفتن سن ازدواج که به کرات از آن صحبت شده است.
2-احساس تحقیر شدن شدید که در اکثر قریب به اتفاق سربازان دیده می شود.
این تحقیر شخصیت، باعث ایجاد کینه ای نسبت به مافوق می شود که در دوران جنگ می تواند خطرساز باشد. انگیزه رزم نیز به خاطر این احساس تحقیر، در سربازان وجود ندارد. چنین سربازانی در میدان جنگ یا در برابر دشمن به انفعال می افتند، یا از میدان فرار می کنند و حتی اگر امکان داشته باشد ممکن است مافوق خود را در بحبوحه رزم، مورد هدف قرار دهند. با عرض معذرت و ضمن رد چنین رفتارهای زشتی و فقط برای نشان دادن مصداقی بر این بند، به دو خاطره از دوران سربازی خودم اشاره می کنم:
الف: در پادگان ما سربازی بود که نظافتچی و آبدارچی قسمت فرماندهی بود. آنطور که خودش تعریف می کرد چندین بار در چایی ای که برای پذیرایی از این قسمت تهیه کرده بود ادرار کرده بود.
ب: در پادگان ما به علت اینکه در منطقه ای بیابانی بود، سگ زیاد پیدا می شد. یکی از سربازها در ساعات استراحتش، توله سگی را اهلی و دست آموز کرده بود. او و دوستانش برای نامگذاری این توله، از نام مقام مافوق خود استفاده کرده بودند!
حالا جای این سئوال وجود دارد که از چنین نیروهایی، چگونه انتظار می رود که در معرکه نبرد با جان و دل از فرامین مافوق شان اطاعت کنند و برای اجرای دستوراتش جان خود را به خطر اندازند؟ امید بستن به چنین نیروهایی برای دفاع از کشور، نه تنها یک خیال واهی، بلکه خطرآفرین است.
البته در بی انگیزگی این نیروها، عوامل دیگری نیز نقش دارند که در بندهای آتی به آنها اشاره می شود.
3-احساس بیهودگی، اتلاف وقت و بطالت در بین نیروها. سوای عده معدودی که به صورت استثناء از تخصص آنها استفاده می شود و البته آنها نیز با این مشکل مواجهند که مورد بیگاری بدون تشکر و قدردانی قرار می گیرند، سایر سربازها دچار این احساس هستند.
به عنوان مثال، در ابتدای خدمت بنده، در پادگان ما در هر شیفت دو ساعته، در 20 موضع، 20 سرباز پست نگهبانی می دادند. مسئولان پادگان هم به این مواضع سرکشی می کردند تا مبادا سربازی پست خود را ترک کند. در صورتی که ترک پست صورت گرفته بود، سرباز را راهی دادسرای نظامی می کردند و در پی آن، مشمول بازداشت و اضافه خدمت می شد و سوءسابقه قضایی نیز برایش منظور می شد. مدتی گذشت و سربازهای پادگان، خدمتشان تمام شد و نیروی جایگزین هم برای پادگان ارسال نشد. این 20 پستی که تا آن زمان سربازهای زیادی به خاطر ترک آنها قضایی شده بودند، ماههای زیادی بدون نگهبان ماندند و آب هم از آب تکان نخورد و مسئولان پادگان هم هیچ نگرانی بابت خالی بودن آنها نداشتند. چرا که اگر وجود این پستها حیاتی بود و خالی بودن آنها خطرآفرین بود، باید در نبود سرباز، از نیروهای رسمی پادگان برای پر کردن آنها استفاده می کردند که نکردند. به عبارت دیگر، تمام آن پستها کشکی بودند و فقط برای خالی نبودن عریضه در نظر گرفته شده بودند.
4- حقوق کم سربازان. حقوق یک سرباز دیپلمه مجرد، ماهانه 6 هزار تومان است!!! دیده شده است که هزینه رفت و آمد برخی از چنین سربازهایی در ماه، 40 هزار تومان است. یعنی نه تنها این سرباز، به خاطر خدمت خود، مزدی دریافت نمی کند، بلکه باید ماهانه 34 هزار تومان از جیب خود یا خانواده اش پرداخت کند!! یک سرباز لیسانسه ی متأهل که به طور معمول بیشترین مبلغ حقوق را دارد، دریافتی او در حدود ماهانه 34 هزار تومان است. اگر متأهل بودن او را در نظر بگیریم، این مبلغ به یک شوخی شبیه است. این مبلغ را باید در کنار این واقعیت قرار داد که این فرد به علت سرباز بودن، امکان اشتغال و کسب درآمد از راهی دیگر را نیز ندارد تا بتواند عائله خود را تأمین کند. سرباز لیسانسه ای را می شناختم که برای واحد مهندسی در یگان خود، نقشه ای را طراحی کرده بود که اگر یک مهندس خارج از مجموعه، قصد طراحی آن را داشت، پنج میلیون تومان دستمزد می گرفت. تنها تقدیری که از او صورت گرفته بود چند روز مرخصی تشویقی بود. سرباز دیگری که حقوق ماهانه اش 16 هزار تومان بود، در لوله کشی تبحر داشت. او از صبح تا شب مورد بیگاری قرار می گرفت و پروژه هایی را انجام می داد که دستمزد روزانه آنها در خارچ پادگان، بیشتر از حقوق ماهانه او بود. به یاد دارم که با وجود متأهل بودن او، در عرض یکماه، حتی یک روز هم به او مرخصی ندادند و او نتوانست در این مدت، همسر خود را ببیند.
5- آشنایی با مفاسد در پادگان. بسیاری از افراد سیگاری که اینجانب می شناسم در دوران سربازی سیگاری شده اند. مصرف مشروبات الکلی، استعمال حشیش، خالکوبی، قماربازی و... از جمله مفاسدی است که در محیط پادگانها به راحتی صورت می گیرد. تعداد سربازهای نمازخوان در ابتدای دوره سربازی بسیار بیشتر از سربازهایی است که در پایان دوران خدمت خود هستند.
6-آشنایی با فوت و فن در رفتن از زیر کار. به علت انگیزه نداشتن سربازان در انجام وظایف خود، آنها در دوران سربازی به تدریج با فوت و فنهای شانه خالی کردن از انجام وظایف خود آشنا می شوند و متأسفانه این آشنایی به صورت یک خصلت در آنها باقی می ماند. یکی از مدیران اداری تعریف می کرد در بین کارمندان زیر دستش، کارمندانی که از خدمت سربازی معاف شده اند به نسبت کارمندانی که دوران سربازی را گذرانده اند، وجدان کاری و وظیفه شناسی بیشتری دارند.
7-ناکافی بودن تعلیمات دوره آموزشی. اگر سرباز را به عنوان نیروی ذخیره ای در نظر بگیریم که در هنگام دفاع نظامی از کشور قرار است از او استفاده شود، واقعاً آموزشهایی که او دیده است به درد نخور و از لحاظ کیفی و کمی ناکافی است. تقریباً تمام کارشناسان معتقدند که در صورت هجوم فرضی ارتش امریکا به ایران، در نبردهای زمینی، شهری و چریکی می توانیم به آمریکا ضربه بزنیم و الا از نظر هوایی، تفوق با آمریکا است. لازمه چنین چیزی، آشنا بودن رزمنده با سلاحهایی چون آرپی جی، بازوکا، نارنجک دستی، جی پی اس، تیربار، تفنگهای دوربین دار، آشنایی نسبی با تانک و حتی رانندگی تانک، آشنایی کافی با مواد منفجره و... است که یک سرباز در دوران آموزشی تنها به صورت تئوری با برخی از آنها آشنا می شود و حداکثر، نحوه استفاده برخی از آنها را توسط استاد خود می بیند. حتی تیراندازی با یک سلاح خودکار و نیمه خودکار مثل کلاشینکف را یک سرباز در حدی که به آن سلاح «مسلط» شود، یاد نمی گیرد. دو یا سه بار رفتن به میدان تیر و جمعاً شلیک حداکثر 30 گلوله، آن هم به صورت تک تیر و در حالت ثابت، حداکثر تمرینی است که یک سرباز با سلاحی همچون کلاشینکف دارد. واقعاً جای سئوال وجود دارد که چنین نیرویی چه تاجی را قرار است در روزگار جنگ، بر سر ملت بگذارد که کم شدن چهار ماه از طول مدت خدمت او هم به زور تحمل شود؟ (منظورم زمزمه هایی است در مورد برگشتن مدت خدمت سربازی از ۲۰ ماه به ۲۴ ماه سابق شنیده می شود.)
8- تحمیل هزینه بدون بازده به کشور: بی انگیزگی و نا آشنایی سرباز با فنون رزم را در نظر بگیرید، از سوی دیگر هزینه ای را که دولت برای نگهداری چنین سربازی در پادگانها متحمل می شود هم در نظر بگیرید. اگر حداقل هزینه ای که دولت برای یک سرباز پرداخت می کند روزانه هزار تومان هزینه خوراک او باشد، می شود ماهانه 30 هزار تومان و در یک دوره 20 ماهه، 600 هزار تومان. این رقم را در تعداد کل سربازان کشور که ضرب کنیم، رقم بالایی خواهد شد که صرف چیزی شده است که هیچ بازدهی ندارد. تازه ما این رقم را به صورت حداقلی حساب کردیم.
9- ناراضی تراشی از نظام و اسلام. به علت رفتار بد مقامات مافوق با سربازان و انتساب آنها در نظر سربازان به جمهوری اسلامی از یکسو و ضعف تحلیل سربازان از طرف دیگر، خدمت سربازی به کارخانه ناراضی تراشی و دشمن تراشی برای جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
***
نتیجه:
1- دوره آموزشی باید وجود داشته باشد، ولی نه به صورت فعلی. بلکه باید برای پربار کردن و کاربردی کردن مفاد آموزشی آن برنامه ریزی شود. در صورت لزوم، حتی می توان دوره آموزشی را طولانی تر کرد.
2- دوران خدمت اجباری باید حذف شود. در غیر این صورت:
الف: حقوق سربازان افزایش یابد!
ب: به نیروهای نظامی تفهیم شود که «سرباز زینت کشور است»! نه برده شخصی حضرات! (که البته از محالات است!)
والسلام
ــــ
در همین زمینه بخوانید:
سربازی داوطلبانه آری؛ اجباری نه
