(به بهانه سالگرد شهادت مرتضی آوینی، با اندکی تاخیر)
موقعیتهای تراژیک را خیلی دوست دارم و ماجرای زندگی و سرنوشت آوینی و علیزاده هم یکی از همین موقعیتهاست.
***
کسانی که مثل بنده زیاد توی نخ شهید آوینی و زندگی او بوده اند می دانند که ایشان در دوره دانشجویی اش در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، با غزاله علیزاده که از دانشجویان همین دانشگاه (البته در دانشکده ای دیگر) بوده، رابطه دوستانه و البته صمیمانه ای داشته است. هر دو عضو حلقه ادبی دانشجویی کوچکی بوده اند، می نوشته اند و شعر و داستان معاصر ایران و غرب را مطالعه می کرده اند.
شهید آوینی که معرف حضور است. متولد 1326، مستند ساز و نویسنده کتابهای «آینه جادو»، «توسعه و مبانی تمدن غرب»، «آغازی بر یک پایان»، «حلزونهای خانه به دوش» و سردبیر ماهنامه سوره. غزاله علیزاده هم متولد 1325 و نویسنده رمان «خانه ادریسیها» و مجموعه داستانهای «شبهای تهران» و «چهارراه» است.
البته دوستی آوینی و علیزاده به ازدواج منجر نشد و روایتهای متناقضی هم از این منجر نشدن وجود دارد.(...)
به هر حال شهید آوینی در همان سالهای پیش از انقلاب با بانوی دیگری ازدواج کرد. وقوع انقلاب اسلامی نیز مسیر آوینی و علیزاده را کاملا از هم جدا کرد. یعنی علیزاده در همان فضای فکری باقی ماند و ادامه داد، ولی آوینی به طور کلی تغییر کرد. آوینی در 20 فروردین 1372 در حالی که 46 سال داشت، در اثر انفجار مین به شهادت رسید. علیزاده هم سه سال بعد در 18 اردیبهشت 1375 در حالی که پنجاه سال داشت خود را از درختی حلق آویز کرد و درگذشت.
چیزی که برای نفس شیطانی من جالب توجه و جای سئوال است این است که در سالهای بعد از انقلاب، هر یک از این دو، آیا به یکدیگر و خاطراتی که با هم داشته اند فکر می کرده است؟ تصور و برداشتشان از وضعیت فعلی یکدیگر چه بوده است؟ شهید آوینی چه تصور و تلقی از غزاله علیزاده داشته است و غزاله علیزاده چه تلقی از وضعیت جدید آوینی داشته است؟ آیا دورادور از حال یکدیگر با خبر بوده اند و برایشان مهم بوده است که آن دیگری چه می کند؟ آیا نوشته های یکدیگر را می خوانده اند؟ در لحظات آخر حیات که می گویند انسان بسیاری از خاطرات زندگی از جلوی چشمش رد می شود، آیا یکدیگر را به یاد آورده اند؟ عکس العمل علیزاده، در برابر شنیدن خبر شهادت سیدمرتضی آوینی چه بوده است؟ آیا علیزاده در زمان خودکشی، حسرت روزهای دوستی با آوینی را داشته و افسوس خورده است که ای کاش آوینی را از دست نداده بود و ...؟
