رابطه قانون پذیری و سخنوری

با نگاهی به روانکاوی لاکان

تازگیها فکر می کنم هرچه شخص، تعداد گزاره هایی که در دل و ذهنش به درستی آنها یقین دارد بیشتر باشد، سخنور تواناتری است. روان تر صحبت می کند. طولانی تر صحبت می کند. بدون لکنت صحبت می کند. منسجم و استوار صحبت می کند. از طرف دیگر هرچه شخص، شکاک تر باشد و گزاره هایی که در زندگی اش به درستی آنها یقین دارد کمتر باشد، زبانش به سمت لکنت و از هم گسیختگی سیر می کند. پریشان سخن می گوید. بریده، بریده و کوتاه، کوتاه صحبت می کند. سکوت را ترجیح می دهد.

نکته دیگر در مورد این دو سوی طیف از اشخاص، این است که اشخاصِ یقینی، قانون پذیرتر و منظم ترند و در سوی دیگر، افرادِ شکاک، میل به آنارشی دارند و نظم پذیر نیستند. قانونی که می گویم می تواند شرعیات یا قوانین اجتماعی، یا هر دوی اینها باشد.

امروز داشتم به همین قضیه فکر می کردم که به نظرم رسید یکی از ادعاهای روانکاوانه ژک لاکان برایم مفهوم و روشن شد. لاکان، روانکاو معاصر فرانسوی، زبان پیچیده ای دارد. لااقل آن مطالبی که در ایران درباره او نوشته یا ترجمه شده اند، زبان غامضی دارند. چند سطری که در ادامه می نویسم با این فرض نوشته شده است که خواننده آن، تا حدی با اندیشه های لاکان آشنایی دارد.

لاکان به سه امر خیالی، نمادین و واقعی در روان انسان قائل است. در اینجا حرف من مربوط به امر نمادین است. امر نمادین از نظر لاکان، ساحت زبان و ساحت قانون پذیری و به قول او، «قانون پدر» است. لاکان، ورودِ انسان به ساحت امر نمادین را در حدود دو سالگی می داند. حرف و ادعای لاکان این است که کودک در این سن، با پذیرشِ «قانون پدر»، پا به دنیای زبان می گذارد. یعنی، زبان آموزی پس از پذیرش قانون پدر و مناسبات قدرت برای کودک میسر می شود. برای من، این ادعا بسیار غیرقابل فهم بود و بی ربط به نظر می رسید. آخر چه ربطی وجود دارد بین اینکه تو سیادت پدر را بپذیری و اینکه بتوانی به حرف بیایی؟

حالا به جملاتی که در ابتدا نوشتم برمی گردیم. انسانِ یقینی، انسانِ قانون پذیر است. به بیان دیگر، انسانِ قانون پذیر، انسانی است که یقینیاتش بیشتر است. و نکته اینجاست که درست همین انسان است که بهتر سخنوری می کند. می بینید که باز هم به رابطه بین قانون پذیری و سخن ورزی رسیده ایم. شاید بتوان گفت لاکان از یک سمت و ما از سمتی دیگر، به یک جا رسیده ایم.

***
پی نوشت۱: از خود لاکان اگر اشتباه نکنم تا به حال کتابی به فارسی ترجمه نشده است. درباره او اما چند کتاب منتشر شده است. تا جایی که به یاد دارم، اینها را درباره لاکان خوانده ام:
۱- مبانی روانکاوی فروید - لکان، کرامت موللی، نشر نی
۲- لاکان: بررسی شخصیت، اندیشه و آثار، داریان لیدر و جودی گرووز، ترجمه محمدرضا پرهیزگار، موسسه فرهنگی پژوهشی چاپ و نشر نظر
۳- مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی، سوزان هیووارد، ترجمه فتاح محمدی
۴- مقدمه ای بر نظریه فیلم، رابرت استم، ترجمه به کوشش احسان نوروزی، سوره مهر

دو منبع اخیر به طور خاص در مورد روانکاوی لاکان نیستند اما به ویژه در اولی، توضیحات نسبتا مبسوطی در مورد روانکاوی لاکان وجود دارد.

۵- لاکان - هیچکاک، اسلاوی ژیژک، ترجمه مازیار اسلامی
۶- پاریس - تهران (سینمای عباس کیارستمی)، مازیار اسلامی ، مراد فرهادپور

دو منبع اخیر را جسته گریخته و ناکامل خوانده ام و البته دومی هم به طور خاص در مورد لاکان نیست اما اشاراتی به روانکاوی او را شامل می شود.

پی نوشت۲: هرچند نظریه ها و اندیشه های لاکان و فروید را در بعضی موارد بسیار جالب و قابل استفاده می دانم اما آنها را وحی منزل نمی دانم و اتفاقا در برخی موارد آنها را به شکل بسیار آشکاری، ذوقی، ذهنی و حتی مسخره یافته ام و مانده ام که آنها را با چه اعتماد به نفسی مطرح کرده اند و علاقه مندانشان چه نگاه خطاپوشی داشته اند که آنها را پذیرفته اند.

نظر امام در مورد بیانیه 8 مارس همسر نخست وزیر امام

شاید بیانیه واضع نظریه روشنفکرانه «فرزند آذربایجان، داماد لرستان» را به مناسبت روز ۸ مارس خوانده باشید. فعلا کاری به این نداریم که چطور روز زن، برای این خانمِ مسلمانِ انقلابیِ خطِ امامی، نه  روز ۲۰ جمادی الثانی (روز تولد حضرت فاطمه زهرا) که روز ۸ مارس است. کاری هم به این نداریم که ایشان همان خانمی است که نمایشِ کپیِ سیاه و سفید عکس ۳ در ۴ محجبه اش، آن هم در نمایی دور و باز، در مناظره تلویزیونی، توهین به ناموس مهندس موسوی جار زده شد. کاری به این نداریم که اصلا مساله ناموس محسوب شدن زنها، به هیچ وجه با آن فیگورهای فمنیستی خانم رهنورد در فیلم انتخاباتی موسوی و این بیانیه سوپر فمنیستی شان جور در نمی آید. در اینجا فقط، نظر امام خمینی را در مورد بیانیه ۸ مارسِ همسر خط امامی نخست وزیر امام می خوانیم:

«هرکس به تساوی حقوق زن در ارث و طلاق و مثل اینها که جزء احکام ضروری اسلام است معتقد باشد و لغو نماید، اسلام تکلیفش را تعیین کرده است.»

امام خمینی، صحیفه امام، ج۱، صفحه ۱۴۸

پی نوشت: با عرض معذرت از جناب سیدحسن خمینی به خاطر غیر رحمانی و غیرروشنفکرانه بودن جمله نقل شده از امام!

معما

مگر پشت چندتا ماشین، بین میلیونها ماشینِ این شهر نوشته شده است «Enigma»؟
پشت فرمان، توی ترافیک، داشتم Enigma گوش می کردم، که متوجه شدم پشت ماشین جلویی نوشته شده است Enigma.

ـــــ
پی نوشت۱: آره، این پست را نوشتم که بگویم Enigma هم گوش می دهم. حرفیه؟!
پی نوشت۲: به نظرم آلبومهای جدید Enigma دیگر چنگی به دل نمی زنند. کارهای قدیمی شان بهتر است.
پی نوشت۳: Enigma یعنی معما

بابای طه دختره!

احمدرضا، روزی سه چهار ساعت مهدکودک می رود. یکی از پسربچه هایی که به همان مهدکودک می آید، اسمش طه است. مادرِ طه، هر وقت دنبال پسرش می آید، دخترِ ۹، ۱۰ ساله اش هم با او هست. احمدرضا چند وقت پیش ضمن صحبت کردن از طه می گفت:
- بابای طه، دختره!
***
توضیح: برای احمدرضا در عالم کودکی اش اینطور جا افتاده است که یا مادر بچه ها به دنبال آنها می آیند و آنها را از مهدکودک به خانه می برند یا پدر بچه ها. همچنین برای او اینطور جا افتاده است که نفر دومی که در کنار مادر قرار می گیرد، پدر است. یعنی زوج «مادر و پدر» برای او تعریف شده تر از زوج «مادر و دختر» است. بنابراین، آن دخترِ ۹، ۱۰ ساله ای که مادرِ طه را همراهی می کند، از نظر احمدرضا، پدرِ طه است.

برای مسافر آرمانشهر

سلام

اول، عید میلاد رسول رحمت، حضرت محمد، صلوات الله علیه و آله، را به شما تبریک می گویم.

از وقتی در کامنتهای شما، شوق آشنایی با برخی موضوعاتی را که مورد علاقه ام هستند و تا حدی با آنها آشنایی دارم، دیدم در این فکر بودم كه چند كتاب (و فیلم) را به شما معرفي كنم. امروز كه متوجه شدم جدي هستيد، خودتان دست به كار شده ايد و دو تا از كتابهاي شهید آويني را خوانده ايد، بر خودم لازم دیدم که فكرم را عملي كنم. ايميل شما را ندارم، پس تنها راه معرفي اين كتابها (و فیلمها)، همين وبلاگ است. البته اين كتابها و فیلمها به نظر من آنقدر مهم و عزيز هستند كه مطالعه و دیدن آنها را به ديگر خوانندگان وبلاگ هم توصيه كنم. بعضي از آنها را شايد تا به حال به بيشتر از ده نفر هديه داده باشم.

فقط قبل از فهرست كردن نام كتابها به دو نكته اشاره مي كنم:

۱-بعضي از اين كتابها را من هفت هشت ده سال پيش و بلكه در زماني دورتر خوانده ام و «شايد» در آن شرايط سني و زماني اثري بر من داشته اند كه اگر حالا دوباره آنها را بخوانم چنين اثري نداشته باشند. البته این نکته را در حد «شاید» مي گويم و بعید می دانم که با مطالعه دوباره، نظرم چندان تفاوتي با قبل داشته باشد.

۲- بيشتر اين كتابها را مي توانيد از كتابفروشي نشر معارف (خيابان انقلاب اسلامي، زير پل كالج) و كتابفروشي انتشارات روايت فتح (خيابان شهيد قرني، بالاتر از ميدان فردوسي، سمت راست) خريداري كنيد. و اما كتابها:

الف) در مورد شهيد آويني:

انديشه هاي شهيد آويني به خصوص در زمان طرح آنها، بسيار خلاف معمول بوده اند. شايد هضم و پذيرش انديشه هاي آويني، حتي براي بسياري از مذهبي ها و حزب اللهي هاي دوآتشه كه آشنايي با فضاي فكري او ندارند در مواجهه اول مشكل باشد. من اگر بخواهم كسي را با آويني آشنا كنم ترجيح مي دهم اول مطالعه سه چهار تا كتاب و ويژه نامه و فيلم را كه درباره زندگي و انديشه آويني تولید شده اند توصيه كنم. فردي كه با فضاي فكري آويني آشنايي نداشته است، بعد از مطالعه اين كتابها و ويژه نامه ها، با نگاه همدلانه تري كتابهاي او را خواهد خواند و بهتر مي تواند درك كند كه او چه مي گويد.

۱- همسفر خورشيد: اين كتاب به كوشش علي تاجديني و توسط نشر قبله به مناسبت اولين سالگرد شهادت آويني منتشر شده است. من اين كتاب را در سال ۱۳۷۳ خواندم و راستش را بخواهيد تا حد زیادی با همين كتاب، شيفته آويني شدم. اگر اشتباه نكنم تا به حال چند نوبت چاپ شده است.

۲- فيلم مستند «مرتضی و ما»: این فیلم را کیومرث پوراحمد اگر اشتباه نکنم در همان سال شهادت سید مرتضی آوینی (۱۳۷۲) ساخته است. خوشبختانه موسسه روایت فتح در قالب سی دی آن را منتشر کرده است و در بازار موجود است. فيلم ديدني اي است. (البته اين فيلم را هم حول و حوش سال ۱۳۷۳ دیده ام و به تازگی آن را ندیده ام.)

۳- تا به حال چند ویژه نامه در قالب مجله و روزنامه در مورد آوینی منتشر شده که در مراسم های سالگرد ایشان توزیع می شده اند که بعید می دانم بتوانید آنها را پیدا کنید. (مگر اینکه خودم به نحوی آنها را به شما برسانم). اما ماهنامه سوره (ماهنامه ای که شهید آوینی، موسس و سردبیر آن بود) در دوره جدید انتشارش و مخصوصا در شماره های ۱ تا ۳۰ این دوره (یعنی دوره سردبیری وحید جلیلی) به تناوب، مقالات و مصاحبه های خواندنی و خوبی در مورد آوینی منتشر کرده است که می توانید با کمی حوصله در این آدرس اینترنتی آنها را پیدا کنید:

 http://www.iricap.com/magissuelist.asp?magid=4

(داخل پرانتز: به طور كلي مطالعه ماهنامه سوره به سردبيري وحيد جليلي - يعني شماره هاي ۱ تا ۳۰-  و ماهنامه «راه» را كه ادامه سوره جليلي است و در حال حاضر منتشر مي شود توصيه مي كنم.)

۴- «سینما و افق های آینده؛ جست و جویی در آرا و افکار سیدمرتضی آوینی»: اين كتاب كم حجم را حسين معززي نيا نوشته و همين امسال (۱۳۸۸) توسط مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، منتشر شده است. هرچند اين نقد را به معززي نيا دارم كه سعي مي كند دوز روشنفكري آويني را بيشتر از آنچه در واقع بوده است نشان دهد، اما اين كتاب براي ورود به انديشه هاي سينمايي آويني و مطالعه سه جلد كتاب «آینه جادو»ی او، كتاب بدی نیست.

۵- «مرتضی آیینه زندگی ام بود». این کتاب را نشر كمان در قطع پالتويي (كمي بزرگتر از قطع جيبي)  منتشر كرده است و حجم زيادي ندارد. معرفي شهيد آويني از زبان همسر ايشان است. كتاب بدی نیست.

به نظر من بهتر است بعد از خواندن و ديدن موارد فوق، شروع به مطالعه نوشته ها و كتابهاي آويني كنيد. مطاله چهار مورد اول و به خصوص، ‌سه مورد اول، ضرورت بيشتري دارد.

ب) در مورد شهدا و جنگ:

انتشارات روايت فتح، مجموعه كتابهايي منتشر كرده است با عنوان «نیمه پنهان ماه». کتابها در قطع پالتويي و تقريبا كم برگ هستند. يعني تقريبا مي شود در يك نشست آنها را خواند. اين كتابها، معرفي برخي از سرداران شهيد از زبان همسران آنها هستند. چند جلد از اين كتابها واقعا خواندني هستند و به نظر من هركس آنها را نخوانده باشد، نيمي از عمرش در فنا است. کتابهای:

۱- شهيد چمران
۲- شهيد همت
۳- شهيد حميد باكري

(از اين سري، كتابهاي شهيد دقايقي، مهدي باكري، عباديان و ناصر كاظمي هم خوب هستند.)

۴- همين ناشر، كتابهايي در مورد شهدايي كه جانباز شيميايي بوده اند منتشر كرده است به نام «اینک شوکران». اين كتابها هم مثل مجموعه نيمه پنهان، معرفي شهدا از زبان همسران آنها هستند و قطع پالتويي دارند. جلد اول اين مجموعه که در مورد شهید «منوچهر مُدِق» است، كتابي است فوق العاده دلنشين. پس از مطالعه اين كتاب تا هفته ها حالت روحي خوش و عجيبي داشتم. خودتان را به هيچ وجه از مطالعه آن محروم نكنيد.

۵- حماسه ياسين: اين كتاب،‌ خاطرات سيدمحمد انجوي نژاد يكي از رزمندگان گردان ياسين از عمليات كربلاي ۴ است. خواندني است. اي كاش مي شد كسي پيدا شود و بتواند بدون اينكه كتاب را خراب كند، آن را به فيلم تبديل كند.

۶- «نه آبی، نه خاكي»، نوشته علي موذني، انتشارات سوره مهر: اين كتاب هرچند رمان است، اما به نظرم در بازسازي واقعيت يكي از عمليات هاي جنگ و روحيات رزمندگان بسيار موفق بوده است. كتاب دلنشيني است. سالها پيش اين كتاب را در حرم امام رضا خواندم و يادم هست كه حال خوبي از خواندن آن داشتم.

۷- «دا»، انتشارات سوره مهر: اين كتاب، خاطرات «سيده زهرا حسيني» از روزهاي مقاومت ۳۵ روزه خرمشهر و روزها و سالهاي پس از آن است. كتابِ مفصلي است که در نگاه اول ممکن است به نظر بیاید خواندنش خیلی حوصله می خواهد، اما به جهت آشنایی با حال و هوای عجیب جوانان آرمانگرای اواخر دهه ۱۳۵۰ و دهه ۱۳۶۰ و حضور دختران و زنان در مقاومت خرمشهر بسیار جالب است. احتمالا می دانید که این كتاب در نيمه سال ۱۳۸۷ منتشر شده و از آن زمان تا به حال به چاپ صدم رسيده است كه ركوردي بي سابقه است. البته تيراژ يك كتاب، ملاك قطعي خوبي يا بدي آن نيست اما حتما ملاك جذابيت و خوش خوان بودن آن است.

۸- دفتر آبی: این کتاب مجموعه اشعار مرحوم ابوالفضل سپهر، شاعر جوان دفاع مقدس است. شعرهاي سپهر براي بزرگسالان سروده شده اند، اما در قالب اشعار كودكان (مثل اتل متل و...) هستند، بنابراين بسيار تاثيرگذارند. من اين سعادت را داشتم كه بيشتر اشعار او را در مجالس شعرخواني اش از زبان خودش بشنوم. شعرهايش را از عمق جان مي خواند و لاجرم بر دل مي نشستند. تقريبا تمام شنوندگان، شديدا به گريه مي افتادند. شنيدن اين اشعار از زبان خود سپهر و در حضور خود او لطفي دارد كه شايد ديدن و شنيدن سي دي شعرخواني او آن لطف را نداشته باشد. همينطور ديدن و شنيدن شعرخواني او از روي سي دي لطفي دارد كه در خواندن شعرهايش از روي كتاب و مجله وجود ندارد. بنابراين اگر مي توانيد در كنار كتاب او، سي دي هاي شعرخواني اش را هم حتما پيدا كنيد و ببينيد.

۹- مستند «سردار خیبر»: این مستند چند قسمتی حدود ۱۲، ۱۳ سال پيش در مورد شهید محمدابراهیم همت تهیه شده و كاري از گروه روايت فتح است. تا چند سال پيش كه در جريان بودم، سي دي اين مجموعه در بازارموجود بود و به احتمال زياد هنوز هم موجود باشد. (در اين مستند، همسر شهيد همت محوريت زيادي دارد. من موضعگيريهاي سياسي اخير همسر شهيد همت را اصلا نمي پسندم ولي اين موضعگيريهاي جديد، ربطي به عالي بودن اين فيلم و كمكي كه به شناخت شهيد همت مي كند ندارد.)

شك نداشته باشيد همه كتابها و فیلمهایی كه معرفي كردم ارزش مطالعه و وقت گذاشتن دارند. اگر احتمالا ظرف چند روز آينده موارد ديگري به يادم آمدند، نام آنها را همينجا اضافه مي كنم. ضمنا هرکدام از کتابها و فیلمها را که پیدا نکردید و یا تمایل نداشتید که آنها را بخرید، شاید بشود به نحوی آنها را به شما رساند، بدون اینکه هویت شما که می خواهید مخفی بماند، برای من معلوم شود. ان شاءالله اگر کمک دیگری هم از دست من بربیاید دریغ نخواهم کرد. امیدوارم مسافر آرمانشهر باشیم و بمانیم.

درس های سی سالگی-1

بیشتر آنها که فکر می کنیم آدمهای بسیار خوبی هستند، فقط کمی از حد معمول خوبترند و بیشتر آنها که فکر می کنیم آدمهای بسیار پلیدی هستند، فقط کمی از حد معمول بدترند.

شاهکار رسانه اي V.O.A

از نظر تلويزيون دولتي آمريكا، عبدالمالك ريگي، "رهبر جنبش مقاومت مردمي ايران" است!!

عبدالمالك ريگي در مصاحبه با v.o.a

به نظر شما اگر صدا و سيماي جمهوري اسلامي با اسامه بن لادن مصاحبه مي كرد و او را مثلا "رهبر مبارزه با جهانخواران" مي ناميد، دولت آمريكا چه واكنشي نشان مي داد؟ آيا خاك ايران را به اين خاطر كه دولتمردانش از محل اختفاي بن لادن مطلع هستند و با تروريستها مرتبط هستند ولي براي دستگيري او همكاري نمي كنند به توبره نمي کشید؟

آمریکا و انگلیس که امروز، حمایتشان از ریگی را تکذیب می کنند در مورد مطلع بودن خبرنگاران رسانه های دولتی شان از محل اختفای ریگی و مصاحبه های مكرر و همدلانه آنها با ریگی چه جوابي دارند؟ آيا يك خبرنگار ايراني هم مي توانست به ريگي دسترسي داشته باشد و با او مصاحبه كند؟

من مانده ام چرا صدا و سيما در ميان تمام فيلمهايي كه در مورد ريگي از ديروز تا به حال پخش كرده، اين شاهكارِ رسانه اي مدعيان حمايت از حقوق بشر را كه در زيرنويس تلويزيونشان، ريگي بچه كش را "رهبر جنبش مقاومت مردمي ايران"‌ معرفي كرده است پخش نمي كند؟