حدیث جدید: سارِعوا الی مواضع التُهَم
اون حدیثی که آقا دو سه سال پیش بهتون یادآوری کردند «اجتنبوا من مواضع التهم» بودا! ولی اون جور که عملکرد شما نشون می ده، گویا «سارعوا الی مواضع التهم» شنیدیدش.
-----
لینک مرتبط: +
اون حدیثی که آقا دو سه سال پیش بهتون یادآوری کردند «اجتنبوا من مواضع التهم» بودا! ولی اون جور که عملکرد شما نشون می ده، گویا «سارعوا الی مواضع التهم» شنیدیدش.
-----
لینک مرتبط: +
امیدوارم روایت سعید شریعتی از تماس تلفنی ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ علی لاریجانی با میرحسین موسوی، روایت صحیحی نباشد، وگرنه، والله و بالله، کمترین تاوانی که آقای لاریجانی با این دسته گلش مستحق آن است، نه برکناری از ریاست مجلس، که لغو شدن اعتبارنامه نمایندگی اش و اخراج از مجلس است. به خدا اگر ذره ای، ذره ای غیرت در نمایندگان مجلس و بچه حزب اللهی ها باشد، نباید اجازه بدهند چنین موجودی یک ساعت دیگر در مجلس بماند چه رسد به اینکه بخواهد رئیس مجلس باقی بماند. خدا کند روایت شریعتی درست نباشد!
متاسفانه، خیلی بعید نیست روایت شریعتی، درست باشد. موسوی، ۳۰ سال در بالاترین نهادهای تصمیم گیری این مملکت، عضو بوده است. سوای نخست وزیری در دهه ۱۳۶۰، او وقتی در سال ۱۳۸۸ کاندیدای ریاست جمهوری شد، هم عضو مجمع تشخیص مصلحت بود، هم عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی. او سالها سردبیر روزنامه بوده است. بعید است به چنین آدمی که از چم و خم سیستم انتخابات در این کشور آگاه است، به این راحتی بتوان قبولاند که میلیونها رای را به ضرر او جابه جا کرده اند. او به خوبی می داند شاید بشود چند صدهزار رای را جابه جا کرد، اما میلیونها رای را به هیچ وجه نمی توان. بنابراین، از دو حال خارج نیست: ۱- یا باید بینه ای قوی داشته باشد که در انتخابات به ضرر او تقلب شده است تا بتواند این امر محال را قبول کند، ۲- یا خائن و مهره بیگانگان باشد و در حالی که می داند تقلبی در این وسعت امکان پذیر نیست، بر طبل تقلب بکوبد.
اگر گزینه ۲ درست نباشد، می توان به امکان اینکه رفتارهایی از قبیل تماس مورد ادعای شریعتی، موسوی را به توهم تقلب در انتخابات کشانده است فکر کرد. خدا کند، روایت شریعتی درست نباشد وگرنه باید کسی مثل احمد توکلی پیدا شود و در سایتش کنتور بی غیرتی نمایندگانِ مجلس و ما بچه حزب اللهی ها را بیندازد.
ـــــ
پی نوشت: شما که ماشاءالله هزار ماشاءالله، دست به فیلتر کردن و مسدود کردنتان خوب شده، با توهینی که به حضرت اخوی در پست بالا شده است، ما را هم فیلتر کنید! من نمی دانم مسدود شدن وبلاگ حسین قدیانی چرا اینقدر سر و صدا درست کرد؟ مگر اتفاق تازه ای افتاده است؟ من که فرقی بین فیلتر و مسدود شدن وبلاگ حسین قدیانی با فیلتر یا مسدود شدنهای دائمی و مقطعی دهها سایت و وبلاگ دیگر از قبیل وبلاگهای «دانشطلب» و «تقلب سبز» و «آهستان» و «فرهاد جعفری» و «گوش قرمز» و «مسیح یهودی» و «حمید داودآبادی» و «یهودشناخت» و... نمی بینم.
لینک مرتبط: لاریجانی، تبریک (و نه تماس) با موسوی را تکذیب کرد
شوق مسخره و وقتگیرِ چک کردن وبلاگ، به امید رسیدن یکی دو کامنت جدید! وبلاگنویسی می کنم یا گدایی کامنت؟
از این به بعد تا اطلاع ثانوی، شاید هم برای همیشه، نظرخواهی برای پستهایِ جدید وبلاگ را غیرفعال می کنم. اگر کسی نظری داشت که واقعا مایل بود به اطلاعم برساند، خوب می تواند ایمیل بزند.
تهران، پنجشنبه و جمعه گذشته، اتاق گازی به وسعت یک ابرشهر بود. وضع هوای شهر، واقعا اورژانسی است. 12 میلیون نفر در معرض خطری قرار دارند که اگر بخواهیم واقع بینانه نگاه کنیم، اعلام وضعیت فوق العاده را می طلبد. راه حل فوری و اضطراری، تعطیلی حداقل دو هفته ای تهران و راه حل بلند مدت و ریشه ای، اقداماتی مثلِ اصلاحات اساسی در «ایران خودرو»ها است.
لعنت به آنهایی که کمپانیهایی همچون پژو را به قیمت ایجاد «شهرِ گاز»هایی همچون تهران و قتل تدریجی هزاران نفر در آن از ورطه ورشکستگی نجات دادند. روزی باید روشن شود که چه کسانی برای راه اندازی خط مونتاژِ محصولات بنجل پژو و... در ایران، رشوه و پورسانت گرفته اند و می گیرند. لعنت بر دیکتاتوری پول. لعنت بر کوتاه بینی. چقدر بی فکرند آنها که در شرایط فعلی، تاسیس شعبه های جدید کارخانه ایران خودرو را در شهرستانها، افتخار می دانند. چرا باید سود پیش خرید محصولات ایران خودرو اینقدر بالا و وسوسه کننده باشد؟ چقدر الکی خوش اند آنها که بالا رفتن آمار «مونتاژ» خودرو را نشانه توسعه یافتگی می دانند.
آنها که در دهه ۱۳۶۰ دبستانی بوده اند یادشان هست که معلمها و تلویزیون در دهه های فجر، یکی از مفاسد بزرگ شاه را راه اندازی خط مونتاژ خودروهای خارجی در ایران معرفی می کردند...
پی نوشت، مورخ ۲2 آذر 1389: یادداشت بالا به تذکر نکته ای از برادرم، قدری تلطیف شد.
به بهانه گزارش مسکوت مانده روزنامه گاردین از بُزخری نفت ایران توسط کمپانی صهیونیستی شل
«جان پرکینز»، اقتصاددان آمریکایی، پس از سالها ایفای نقش به عنوان یک مستشار اقتصادی که در خدمت نظام سرمایه داری آمریکا بوده است، چند سال پیش دچار عذاب وجدان شد و ضمن استعفا از کارش، کتابی نوشت به نام «اعترافات یک جنایتکار اقتصادی». از روده درازیهای پرکینز در مورد زندگی شخصی اش که بگذریم، کتاب او، کتابی خواندنی است که دوست داشتم فرصتی پیش می آمد تا بیشتر به آن بپردازم. اما نکته ای که باعث شد از این کتاب یاد کنم، اشاراتی است که نویسنده اش به پیوند شرکت نفتی «شِل» و دولت ایالات متحده آمریکا(!) کرده است. با خواندن کتابِ پرکینز متوجه می شویم که وظیفه محافظت از تاسیسات کمپانی به اصطلاح انگلیسی- هلندیِ شل، در برخی کشورهای جهان سوم، رسما و علنا با ارتش آمریکا است! مثلا در صفحه ۲۱۶ از ترجمه فارسی کتاب چنین می خوانیم:
«... پرسنل نظامی ایالات متحده آمریکا که در پایگاه ارتش آمریکا در "شرکت نفت شل"(!!!) (در اکوادور) مستقر بودند از طریق این بیسیم ها و به وسیله ایستگاه های مخابراتی بسیار پیچیده، با میسیونرهای "کلیسای انجیلی" ارتباط برقرار می کردند.» (پرکینز، جان، «اعترافات یک جنایتکار اقتصادی»، ترجمه مهرداد شهابی و میرمحمود نبوی، نشر اختران، صفحه ۲۱۶)
بنیانگذار شرکت نفتی شل، خاندان یهودی روچیلد هستند. همانها که داستایوسکی در رمان «ابله»، به حق آنها را شاه یهود نامیده است. رجوع به سابقه خاندانهایی همچون «راکفلر» و «مورگان» که بسیاری از نویسندگان حوزه اقتصاد سیاسی، آنها را سلاطین بی تاج و تخت آمریکا می دانند نشان می دهد که این خاندانها در حقیقت، مباشران و حافظان منافع روچیلدهای اروپا در ایالات متحده هستند. از پیوند این خاندان با رژیم صهیونیستی هم به اندازه مثنوی هفتاد من کاغذ می توان نوشت. از اینکه اعلامیه معروفِ دولت بریتانیا در مورد موافقت این دولت با تشکیل رژیم صهیونیستی در فلسطین، معروف به «اعلامیه بالفور»، خطاب به یکی از روچیلدها است تا اینکه «ادموند روچیلد»، «پدر ارض اسرائیل» لقب گرفته است و ...
سالها است که دولت آمریکا، کم و بیش و به انحاء مختلف، شرکتهای نفتی آمریکایی و غیرآمریکایی را که در ایران سرمایه گذاری می کنند با محدودیت، جریمه و مجازات روبه رو می کند. اما دولت آمریکا از سال ۱۳۷۹ که پای شرکت شل دوباره به ایران باز شده است تا امروز، در مورد این کمپانی که اتفاقا سرمایه گذاریهای عظیمی هم نسبت به دیگر شرکتها در ایران دارد تنها به محکومیت لفظی و تهدیدهای تو خالی اکتفا کرده است.
از کنار هم گذاشتن این دو واقعیت چه نتیجه ای می شود گرفت: ۱- ارتش امریکا، محافظ شرکت شل در برخی کشورهای جهان سوم است. ۲- آمریکا بر خلاف سایر کمپانی های نفتی، شرکت شل را به دلیل حضور در ایران، مجازات نکرده است.
نتیجه ای که من می گیرم این است: آمریکا در حقیقت ایران را تحریم نفتی نکرده است، بلکه به نفع شل، رقبای این کمپانی را از میدان ایران به در کرده است. شرکت شل هم ضمن یکه تازی در ایران، می تواند با این بهانه که تحریم نفتی آمریکا را می شکند، از ایران اخاذی کند و نفت ایران را ارزانتر بخرد.
اما جالب اینجاست که مهدی نصیری، مدیرمسئول هفته نامه «صبح» در سال ۱۳۷۹، ویژه نامه ای در مورد صنعت نفت ایران منتشر کرد و در آن به ما نشان داد عملیاتی که ما در قرارداد با شرکتهای نفتی خارجی از آنها توقع داریم، در عمل توسط شرکتهای نفتی ایرانی انجام می شود! به این صورت که شرکتهای نفتی خارجی، پس از قرارداد با دولت ایران، تنها کاری که می کنند امضای قرارداد تازه با شرکتهای نفتی ایرانی است تا تعهدات آنها را در قبال جمهوری اسلامی انجام دهند. یعنی اینکه ما هیچ نیازی به این شرکتهای خارجی نداریم و شرکتهای وطنی، خودشان از پس کار برمی آیند. یعنی اینکه این وسط، شرکتهای خارجی فقط دارند دلالی می کنند و سود شیرین می برند، بدون اینکه تکنولوژی خاصی به کشور وارد کنند. یعنی اینکه بعد از ده سال، وقتی هنوز قراردادهای جدیدی با شل بسته می شود، مافیای نفتی واقعا وجود دارد. یعنی اینکه نفت کشور من، به ثمن بخس و بدون هیچ توجیهی، در شکم قصابان جِنین و قانا و فلوجه ریخته می شود.
آیا روزی خواهد رسید که دانشجویان عدالتخواه، همانطور که جلوی حیف و میل هزاران میلیارد تومان دارایی کشور را در دانشگاه آزاد گرفتند، شرکت صهیونیستی شل را هم وادار به ترک ایران کنند؟
شل! گورت را از ایران گم کن!
لینک مرتبط: شل! گورت را از ایران گم کن!
این جنبش است یا بند تنبان؟ که با تعطیل کردن ادارات و دانشگاهها به بهانه آلودگی هوا، می توان ناکارش کرد؟
خیلی دوست داشتم آنقدر به زبان انگلیسی مسلط بودم که بتوانم به دو نفر نامه بنویسم. یکی «اسلاوُی ژیژِک» (فیلسوف، نظریه پرداز و جامعه شناس اسلوونیایی) و دیگری «راجر واترز» (خواننده، ترانه سرا و آهنگساز عضو گروه پینک فلوید). این هر دو، در مورد انتخابات سال گذشته ایران و حوادث بعد از آن قضاوتهایی داشته اند که به نظرم اصلا در شان آنها نبوده و از آنها انتظار نمی رفته است. اطمینان دارم این قضاوتها تا حد زیادی از ناآگاهی و توجیه نبودن این افراد در مورد وقایع سال گذشته ایران برمی خیزد و اگر ارتباط خوبی بین علاقه مندان به انقلاب اسلامی و امثال این دو نفر وجود داشت، این اشخاص هرگز چنین موضعی در مورد حوادث سال گذشته ایران نداشتند.
متاسفانه حال و حوصله ندارم در مورد سوابق این دو نفر توضیح مبسوطی بدهم، ولی اجمالا اشاره می کنم که اسلاوی ژیژک، نظریه پردازی در حوزه «پست کلنیالیسم» است و به این جهت دارای گرایشهای ضداستعماری، ضد آمریکایی و ضد سرمایه داری است. راجر واترز هم جزو امضا کنندگان بیانیه ای است که دو سه سال پیش، جمعی از هنرمندان و اندیشمندان مشهور غربی در سالروز تاسیس رژیم صهیونیستی نوشتند و در آن، این روز را، روزی سیاه اعلام کردند. گروه «پینک فلوید» که بیشتر ترانه های آن را راجر واترز سروده است، ترانه هایی بر ضد اسرائیل، انگلیس و آمریکا دارند که اگر فرصت و حوصله ای بود، زمانی به آنها خواهم پرداخت.
ای کاش دوستی که به انگلیسی مسلط است و این دو را هم خوب می شناسد پیدا می شد و نامه ای برای آنها ارسال می کرد! به خدا ارتباط و گفتگو هم چیز خوبی است. اگر اهل ارتباط بودیم، سال گذشته از بین چند نفر جامعه شناس و فلسفه دان حزب اللهی که داریم، یک نفر پیدا می شد و نامه ای به ژیژک می نوشت و به او می فهماند که با حمایتش از سبزها دارد خودش را مسخره می کند. خودمانیم من هم عجب توقع هایی دارم!
-----
پی نوشت۱: بیانیه ۵۴ شخصیت جهانی درباره ۶۰ سالگی اسرائیل
پی نوشت۲: برای صدا و سیمایمان متاسفم که بعد از صدور بیانیه بالا، نرفت امثال «کن لوچ» و راجر وارتز و «دمیس روسس» و... را گیر بیاورد و از آنها مصاحبه بگیرد.
این تصویری از «کِن سارو ویوا»، نویسنده و شاعر نیجریه ای است که در سال 1995، توسط نظامیان
دست نشانده شرکت نفتی «رویال داچ شل» در نیجریه بازداشت و اعدام شد. اتهام او، فعالیت علیه گندکاریهای کمپانی شل، در نیجریه بود. عکس او را در اعتراض به تداوم و تحکیم حضور شرکت صهیونیستی شل در ایران، اینجا گذاشته ام.
روزنامه انگلیسی گاردین اخیرا گزارش کرده است که کمپانی شل، نفت ایران را تا بشکه ای 5/5 دلار زیر قیمت خریده است. مشکل اصلی کشور من مشایی نیست. یکی از مشکلات اصلی کشور من، تداوم حضور شرکت شل در ایران است. کمپانی بدنام و بدسابقه ای که امیدوار بودیم با آمدن احمدی نژاد، شرش از این کشور کنده شود. آیا می شود روزی بیاید که خروش جوانان و دانشجویان عدالتخواه ایران در برابر دفتر این کمپانی در بزرگراه شهید حقانی تهران را هم ببینیم؟
شل! گورت را از ایران گم کن!
لینک جدید و مرتبط: ایران تحریم نفتی نیست (در مورد پیوند ارتش و دولت آمریکا با کمپانی شل و...)
در عصر تصویر و نمایش، ظلمهای تصویری آنقدر توی چشم هستند که ظلمهای غیردراماتیک و غیر تصویری، آن پشت مُشتها، دارند با دمشان گردو می شکنند.