پوپک و مش ماشاءالله، دن کیشوت ها و آسیاب های بادی (ویرایش دوم به اضافه عکس)
«پوپک و مش ماشاءالله»، حتی با ملاکهای سینمای صرفا تجاری، سینمای بدنه و ... فیلم ضعیفی است با فیلمنامه ای در حد افتضاح: فیلمنامه ای که حتی در تعریف موقعیت شخصیتها نسبت به هم ناتوان است. فقط کافی است به رابطه بین سه شخصیتِ مش ماشاءالله (فرهاد آئیش)، احترام خانم (مریم امیر جلالی) و محسن (امین حیایی) فکر کنیم. در اوایل فیلم به نظر می آید احترام خانم، مادر محسن است و مش ماشاءالله، ناپدری محسن. کم کم حدس می زنیم که این سه نفر هیچگونه رابطه خویشاوندی با یکدیگر ندارند و البته تنها در اواخر فیلم است که حدسمان به یقین تبدیل می شود. نوع رابطه بین این سه نفر، گره، معما و تعلیق فیلم هم نیست که بگوییم در طول فیلم دارد باز می شود، صرفا ضعف فیلمنامه است.
از اینجور اشکالها اگر بخواهی از فیلمنامه بگیری زیاد است: شخصیت پردازی ضعیف پوپک به عنوان یکی از دو شخصیت اصلی فیلم، رابطه ای که بین محسن و پوپک (مهناز افشار) دارد شکل می گیرد و پا در هوا رها می شود، منطق نداشتن تعلق خاطر زهره (بهاره رهنما) به عنوان زنی جوان، آرایشگر و با دوستانی با ظاهر غیرمذهبی به مش ماشاءالله که مردی خشکه مقدس و پا به سن گذاشته است و...
اینها که گفتم شاید چندان مهم نباشد. به تازگی با خیل فیلمهایی که واژه «درِ پیت»، بهترین وصف برای آنها است مواجه هستیم. فیلمهایی که با هزینه ای پایین، در مدتی کوتاه تولید می شوند و نسبت به هزینه تولید، فروش خوبی هم می کنند. چه اشکال دارد؟ «پوپک و مش ماشاءالله» هم یکی از آنها! اما نکته ای که باعث شد در مورد این فیلم بنویسم، هجو مذهبیها و اعتقادات دینی در این فیلم است. بی برو و برگرد، این فیلم دارد حجاب و غیرت و احکام شرعی روابط بین مرد و زن نامحرم را به سخره می گیرد. (نمی دانم حضرات، از آزادی روابط زن و مرد، جز خانواده هایی سست بنیاد و ازدواجها و طلاقهای سه چهار باره و مرگ عشق چه خیری دیده اند که هنوز آب از لب و لوچه شان برای تکرار عبارتهای boyfriend و girlfriend، راه می افتد!) در کنارِ مش ماشاءالله به عنوان نماینده ای از تیپِ مذهبیِ خشکه مقدس، شخصیتی که نماینده مذهبی های غیرخشکه مقدس باشد تعریف نشده است که بگوییم داستان فیلم با تحجر و نه تقید به احکام شرع مشکل دارد. و طنز قضیه اینجاست که مطمئن هستم چنین فیلمی در دوره دولت لیبرال خاتمی، امکان نداشت که مجوز پخش بگیرد!
فیلم با مذهبیها مشکل دارد. اما اين مذهبی ها كجا هستند؟ ما به ازای بیرونی و واقعي شخصیتی مثلِ «مش ماشاءالله» (حتی در انتخاب نام طرف هم کم نگذاشته اند، هم «مشهدی» است، هم در اسمش کلمه الله وجود دارد!) در کجاست؟
يك مثال: مش ماشاءالله، مدير يك كاروان زيارتي است. مدير يك كاروان زيارتي كه هيچ، حتي ناآشناترين مذهبيها با احكام شرع، اين قانون معروف شرع را مي دانند كه در مواقع خطر و براي نجات جان افراد، در صورت لزوم نه تنها دست زدن به بدن نامحرم حرام نيست، بلكه واجب است. به عبارت ديگر، بين دو حكم ۱) حرام بودن لمس بدن نامحرم و ۲) واجب بودن نجات جان انسانها، قانون دوم در اولويت است. (نمونه تصویری اش را در پایین ببینید!). حالا بياد بياوريد صحنه سكته «رابعه اسکویی» را و قشقرقي كه مش ماشاءالله براي جلوگيري از دست زدن نامحرمان به او براي انتقالش به بيمارستان راه مي اندازد. 
این عکس را بهروز مهری عکاس خبرگزاری فرانسه گرفته است و در توضیح آن آورده است: رئیس جمهوری احمدی نژاد به زنی که پس از دیدن او در یک حوزه رای گیری غش کرده کمک می کند. با تشکر از «گوش قرمز» به خاطر یادآوری این عکس.
به راستي ما به ازاي واقعي فردي مثل مش ماشاءالله جز در ذهن علیل برخی غربزدگان در كجاست؟ چرا من که در خانواده و محیطی مذهبی بزرگ شده ام و در پنج شش سال گذشته سعی کرده ام نگاهی با فاصله و از بیرون نیز به این تیپ از افراد داشته باشم، چنین ما به ازاهایی را سراغ ندارم یا اگر هم بتوانم امثال آنها را پیدا کنم باید با میکروسکوپ به جستجوی آنها بروم؟ یعنی این جماعت، واقعا ما مذهبی ها را این شکلی می بینند یا خودشان را به کوچه علی چپ می زنند؟