تقدیم به آن دسته از کامت گذاران وبلاگم که ترجیح می دهند ساکن کوچه معاویه چپ باشند

می توانید تصور کنید زمانی بوده است که در این کشور، رنگ پوشش زنان مسلمان، سفید و رنگ پوششی که زنان ارمنی استفاده می کرده اند مشکی بوده است؟ یعنی در آن زمان اگر زنی با چادر سیاه در کوی و برزن دیده می شده، بیننده در وهله اول او را زنی غیرمسلمان به حساب می آورده است؟ یعنی که احتمالا اگر زنی مسلمان، چادر مشکی سر می کرده است، متهم می شده است به مسیحیت زدگی و تشبه به غیرمسلمانان؟ 

دن گارسیا دسیلوا فیگوئروآ، سفیر اسپانیا در دربار شاه عباس صفوی بوده است و بیشتر از 2 سال در ایران عهد صفوی زندگی کرده است. در ادامه، دو فراز از سفرنامه او را می خوانیم:

«زنها (در ایران) از سر تا ناف یا گردگاه خود را با لباسی گشاد از پارچه های سفید رنگ می پوشانند و چنان در این جامه فرو می روند که چشمهایشان به زحمت دیده می شود.» (سفرنامه دن گارسیا دسیلوا فیگوئروآ، ترجمه علیرضا سمیعی، نشر نو، چاپ 1363، صفحه 158)

«لباس زنان ارمنی با دیگران، اندکی متفاوت است. بدین معنی که زنان ارمنی، هیچگاه روپوش سفید نمی پوشند، بلکه روپوش آنان سیاه یا قهوه ای رنگ و بلندی آن تا سر زانو است.» (همان منبع، صفحه 232)

البته گزارش های فراوانی از سیاحانی که در حد فاصل دوره تیموری تا اوایل پهلوی ایران را دیده اند موجود است که نشان می دهد، رنگ حجاب و چادر زنان ایرانی، تا اواخر سلطنت ناصرالدین شاه، بسته به دوره ای که در آن به ایران سفر کرده اند، سفید، آبی و راه راه آبی و سفید بوده است و تنها از اواخر دوره ناصرالدین شاه و دوران سلطنت مظفرالدین شاه است که در سفرنامه های سیاحان، رنگ سرمه ای تیره و سیاه به عنوان رنگ چادر زنان ایرانی گزارش شده است که مشروح آنها را در کتاب «زن ایرانی به روایت سفرنامه نویسان فرنگی»، نوشته «میترا مهرآبادی» و دیگر کتبی که در این مورد تالیف شده اند می توانید بخوانید.

ما را چه می شود که خدشه در مولفه ای تا این حد عرفی را «دین ستیزی»، «توهین به قرآن»، «محاربه دقیق با امام زمان»، «ترویج بی بند و باری و لاابالی گری در میان جوانان»، «توهین به حجاب» و ... می نامیم؟

توهین به مقدسات آن بود که در این کشور، فیلمی ساخته شد به نام «عصر جمعه» که داستان سیاه بختی زنی طرد شده از یک خانواده مذهبی و سنتی را نشان می داد و دست آخر می فهمیدیم که دلیل فرار او از خانواده اش، تجاوز جنسیِ فاش نشده عمو «غدیر»ش به او و باردار شدنش از این تجاوز بوده است. مولفه ها را که دارید؟ «عصر جمعه»، «غدیر»، خانواده مذهبی و سنتی، تجاوز به محارم که در ایران مساله نیست و پرداختن به آن نهایت ناجوانمردی است و... آن وقت عوامل این فیلم به حضور فلان شخصِ شخیصِ معمم هم می روند و فیلمشان را برای او هم نمایش می دهند، کوچکترین اعتراضی هم از آن شخص شخیص نمی شنوند که هیچ، کلی هم پیش او شکایت می کنند از اینکه در این مملکت آزادی فیلمسازان محدود شده و شکایتهایشان هم می شود خوراک خبری رسانه های مخالف دولت انحرافی و شنیدن شکایتهایشان هم می شود پز روشنفکری آن شخص شخیص. بله عزیزان، توهین به مقدسات این است و هزار و یک مورد مثل این که روی داده اند و روی می دهند و آب هم از آب تکان نمی خورد و صدای هیچ کدامتان برایشان در نیامد و نخواهد آمد.

پی نوشت: یادداشتهای دیگرم در مورد به اصطلاح جریان انحرافی را در این آدرس بخوانید:
http://sobh.blogfa.com/cat-14.aspx