انیمیشن ۸۰ دقیقه ای «والتز با بشیر» (Waltz with Bashir)، قابلیت پخش از تلویزیون جمهوری اسلامی را دارد و نمی دانم بعد از دو سال، چرا هنوز پخش نشده است. البته می توان حدسهایی زد. شاید چون تولید کننده آن اسرائیلی است و سیمای جمهوری اسلامی نمی خواهد و نمی تواند از یک شرکت اسرائیلی خرید کند. امیدوارم دلیلش همین باشد، نه ندانم کاری شایع در صداوسیما.

«والتز با بشیر»، روایتی است از کشتار در اردوگاه فلسطینی «صبرا و شتیلا» در غرب بیروت در شهریور 1361، توسط فالانژهای مسیحیِ هم پیمان اسرائیل. کشتاری که در زمان اشغال بیروت توسط رژیم صهیونیستی صورت گرفت و طی آن حدود 3000 فلسطینیِ غیر نظامیِ زن و مرد، از کودک تا کهنسال به قتل رسیدند. کشتاری که با مجوز و چراغ سبز نیروهای اسرائیلی که اردوگاه را در محاصره داشتند صورت گرفت. این انیمیشن، کاری از «آری فولمن» است که آن را بر اساس مشاهدات و خاطرات خودش ساخته است. او در زمان این کشتار، سرباز رژیم صهیونیستی بوده و در بیروت حضور داشته است.

تا امشب که فیلم را ندیده بودم، اسم آن برایم عجیب بود: «والتز با بشیر». برایم جای سئوال بود که چرا اسمش را نگذاشته اند «والتز و بشیر». با دیدن فیلم، کاشف به عمل آمد که منظور از والتز، همان کلمه ای است که در متون فارسی آن را «والس» می نویسند و والس هم که نوعی رقص است. بنابراین ترجمه گویای نام فیلم به زبان فارسی می شود: «رقص والس با بشیر». در دقیقه 57 فیلم، شاهد تیراندازی جنون آمیز سربازی اسرائیلی هستیم در حالی که مشغول رقص والس است و پوسترها و بیلبورد بزرگی از چهره «بشیر جُمَیل» در صحنه تیراندازی او وجود دارد. بشیر جمیل، فرمانده فالانژها بود. او هم پیمان صهیونیستها بود و به برکت اشغال لبنان و پایتخت آن توسط اسرائیلی ها، به ریاست جمهوری لبنان رسید. اما ریاست جمهوری او دیری نپایید و در یک بمب گذاری کشته شد. فالانژها، چند روز بعد، کشتار صبرا و شتیلا را به بهانه انتقام قتل بشیر جمیل صورت دادند. نام فیلم می تواند کنایه ای به همپیمانی اسرائیلی ها با بشیر نیز باشد.

زیرنویس فارسی نسخه ای که بنده دیدم، اشتباه فاحشی داشت که لازم است در اینجا به آن اشاره کنم: هر جا نام «فالانژها» آمده بود، مترجمان به اشتباه و به دلیلی نامعلوم، «اسپانیایی ها» ترجمه کرده بودند. بیچاره اسپانیایی ها!

در مورد کشتار صبرا و شتیلا، اگر اعصاب دارید، گزارش «رابرت فیسک» را در کتاب «به من دروغ نگو»، حتما بخوانید. چندماه پیش، جایتان خالی، نیمه شبی از خواب پریدم و دیگر خوابم نبرد. این کتاب، دم دستم بود و از روی وقت گذرانی شروع کردم به خواندن فصلی از آن که نامش «تروریستها» است. یعنی همین فصلی که رابرت فیسک آن را نوشته است. نصفه شبی مضطرب شده بودم و حیرت کرده بودم که چگونه چنین جنایتهایی در زمین صورت گرفته است و این سیاره هنوز پابرجاست، متلاشی نمی شود و چقدر پوست کلفت است. «به من دروغ نگو»، به کوشش «جان پیلجر» تالیف شده و نشر «اختران» ترجمه قسمتهایی از آن را به فارسی منتشر کرده است.