دشمن شناسی ظاهرگرایانه و تخیلی
حقیر در فاصله سالهای ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۳ در بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد یزد و دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد و بسیج دانش آموزی استان یزد، چند دوره کلاس در مورد فراماسونری و صهیونیسم و ... برگزار کرده ام. در این موضوعات، مقاله و تک سخنرانی هم کم نداشته ام. به عنوان چنین کسی از شر مطالبی از قبیل مطالب زیر به خدا پناه می برم:
دست پنهان فراماسونری پشت پرده تظاهرات ۲۵ بهمن (نیمه دوم این مطلب مورد نظرم هست که راستش را بخواهید اصلا شک دارم که طنز است یا جدی)
فیس بوک به چه فرامی خواند؟
نمی خواهم در نیت امثال جناب علی اکبر رائفی پور یا سازندگان و توزیع کنندگان مستند «ظهور» (The Arrivals) و حتی نویسنده محترم کتاب اینترنتی «فراماسونری، دجال آخرالزمان» خدشه وارد کنم یا حتی درستی کلیت اظهارات و نوشته های این عزیزان را زیر سئوال ببرم. ولی به نظرم یک جای کار این دوستان بدجور می لنگد و باید فکری برای آن بکنند. هرچه زمان می گذرد دارم می بینم که بازخورد تولیداتِ مکتوب، شفاهی و تصویری این دوستان، بازخورد سالمی نیست. شاگردان مکتب این دوستان، از یک دشمن شناسیِ اولا به شدت ظاهرگرایانه و ثانیا تخیلی و توهم زده (تهمتی که امثال خودم سالها گرفتارش بوده ایم) رنج می برند. این مکتب جدید، برخلاف خواست متولیانش، دارد به خطری جدی برای اساس مباحث دشمن شناسی تبدیل می شود. مکتبی که رفرنس اصلی و عمده اش اش در مباحث دشمن شناسی، اینترنت و گوگل کردن است، نه کتاب. مکتبی که به نظر می آید بیشتر با به اعجاب آوردن مخاطب او را جذب می کند تا با آگاه کردن او. متاسفانه این مکتب، خواسته یا ناخواسته دارد هرگونه بحث جدی و مستند در مورد فراماسونری و صهیونیسم و ... را لوث و مضحکه می کند. راستش را بخواهید هرچه این دوستان بیشتر در مورد فراماسونری صحبت می کنند و قلم می زنند، انگیزه این جانب در قلم زدن در مورد این مباحث کمتر می شود. انگیزه ای که تا دو سه سال پیش، بسیار قوی بود.