چند نکته در مورد اختلاس 2800 میلیارد تومانی (معروف به 3000 میلیاردی)
1- بانک صادرات، بانکی که این اختلاس در آن صورت گرفته، بانکی خصوصی است، نه دولتی. رئیس این بانک هم آقای جهرمی است که از مخالفان به اصطلاح جریان انحرافی است. او از وزیران معزول دولت قبلی احمدی نژاد است و حتی چند ماه قبل از انتخابات سال 1388، کاندیداتوری او برای رقابت با احمدی نژاد مطرح شده بود. بخش عمده و اعظم این اختلاس، پس از ریاست آقای جهرمی بر بانک صادرات صورت گرفته است. در چنین شرایطی، کار برای کسانی که می خواهند این اختلاس را به جریان انحرافی بچسبانند بسیار مشکل است.
2- این اختلاس از نظر ارزش پول، اگر از اختلاس 123 میلیارد تومانی که در حدود سال 1372 صورت گرفت کمتر نباشد (اختلاس فاضل خداداد و مرتضی رفیق دوست در بانک صادرات)، حداکثر چیزی در همان حدود است. قیمت سکه طلا در سال 1372، 16 هزار تومان بوده است. محاسبه مبلغ اختلاس اخیر به دلار و مقایسه آن با اختلاس 123 میلیارد تومانی، روش درستی نیست، چون ارزش دلار هم ظرف 18 سال گذشته بسیار تغییر کرده و پایین آمده است. کسانی که در نظر گرفتن ارزش پول را برای محاسبه بزرگی این اختلاس مهم نمی دانند از قماش افرادی هستند که فیلم اخراجی ها را پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران می دانند. در صورتیکه این فیلم تنها از نظر مبلغ فروش، نه ارزش فروش (تعداد بیننده و بلیط فروخته شده) پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران است. از سینمای قبل از انقلاب که بگذریم، در سینمای بعد از انقلاب، فیلمهایی مثل «مرد عوضی»، «کلاه قرمزی» و «عقاب»، فروش به مراتب بیشتری از اخراجیها داشته اند.
3- بزرگترین برخورد با متهم اصلی این پرونده، توسط رئیس جمهوری احمدی نژاد صورت گرفته است به طوریکه چندی پیش و قبل از مطرح شدن پرونده اختلاس، مجوز بانک آریا که متعلق به متهم اصلی پرونده بوده به دستور رئیس جمهور لغو شده است.
4- تا زمانی که مدعیان، سند محکمی بر ارتباط این اختلاس با هیئت دولت، جریان به اصطلاح انحرافی یا رئیس جمهور اقامه نکرده اند، هر گونه نسبت دادن این اختلاس به تیم احمدی نژاد به صرف اینکه این اختلاس در زمان زمامداری آنها صورت گرفته، همانقدر منصفانه است که اختلاس «فاضل خداداد» و «مرتضی رفیق دوست» را به دولت رفسنجانی نسبت بدهیم. چنین نسبتی با آنکه در آن زمان، کنترل دولت هم بر بانکها بیشتر بود و بانک صادرات هم دولتی بود و نه خصوصی و نفر دوم پرونده هم، برادر یکی از مقامات عالیرتبه نظام بود، به دولت رفسنجانی داده نشد که البته نباید هم داده می شد. اما حالا چگونه عده ای حاضر می شوند بدون سند محکم، چنین نسبتی را به دولت وقت بدهند، سئوالی است که ان شاءالله جوابش را برای آخرت دارند.
5- همین 2 ماه پیش بود که رهبری گفتند تا زمانی که پرونده ای به سرانجام نرسیده و حتی وقتی به سرانجام رسید، متهمان آن را بی آبرو نکنید. وقتی در اذهان عمومی، کاملا جا افتاده است که وقتی کسی دارد از «جریان انحرافی» صحبت می کند، منظورش اشخاصی همچون مشایی و بقایی هستند، چگونه کسانی فکر می کنند در قضیه اختلاس، بدون اسم آوردن از مشایی و به صرف ذکر عنوان «جریان انحرافی»، دارند دستور رهبری را رعایت می کنند؟
6- بنا به همان دو پیش فرضی که در یادداشت قبلی ام گفته ام، دفاع از حیثیت رئیس جمهوری را بر خودم واجب می دانم. پس، نهضت ادامه دارد.
2- این اختلاس از نظر ارزش پول، اگر از اختلاس 123 میلیارد تومانی که در حدود سال 1372 صورت گرفت کمتر نباشد (اختلاس فاضل خداداد و مرتضی رفیق دوست در بانک صادرات)، حداکثر چیزی در همان حدود است. قیمت سکه طلا در سال 1372، 16 هزار تومان بوده است. محاسبه مبلغ اختلاس اخیر به دلار و مقایسه آن با اختلاس 123 میلیارد تومانی، روش درستی نیست، چون ارزش دلار هم ظرف 18 سال گذشته بسیار تغییر کرده و پایین آمده است. کسانی که در نظر گرفتن ارزش پول را برای محاسبه بزرگی این اختلاس مهم نمی دانند از قماش افرادی هستند که فیلم اخراجی ها را پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران می دانند. در صورتیکه این فیلم تنها از نظر مبلغ فروش، نه ارزش فروش (تعداد بیننده و بلیط فروخته شده) پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران است. از سینمای قبل از انقلاب که بگذریم، در سینمای بعد از انقلاب، فیلمهایی مثل «مرد عوضی»، «کلاه قرمزی» و «عقاب»، فروش به مراتب بیشتری از اخراجیها داشته اند.
3- بزرگترین برخورد با متهم اصلی این پرونده، توسط رئیس جمهوری احمدی نژاد صورت گرفته است به طوریکه چندی پیش و قبل از مطرح شدن پرونده اختلاس، مجوز بانک آریا که متعلق به متهم اصلی پرونده بوده به دستور رئیس جمهور لغو شده است.
4- تا زمانی که مدعیان، سند محکمی بر ارتباط این اختلاس با هیئت دولت، جریان به اصطلاح انحرافی یا رئیس جمهور اقامه نکرده اند، هر گونه نسبت دادن این اختلاس به تیم احمدی نژاد به صرف اینکه این اختلاس در زمان زمامداری آنها صورت گرفته، همانقدر منصفانه است که اختلاس «فاضل خداداد» و «مرتضی رفیق دوست» را به دولت رفسنجانی نسبت بدهیم. چنین نسبتی با آنکه در آن زمان، کنترل دولت هم بر بانکها بیشتر بود و بانک صادرات هم دولتی بود و نه خصوصی و نفر دوم پرونده هم، برادر یکی از مقامات عالیرتبه نظام بود، به دولت رفسنجانی داده نشد که البته نباید هم داده می شد. اما حالا چگونه عده ای حاضر می شوند بدون سند محکم، چنین نسبتی را به دولت وقت بدهند، سئوالی است که ان شاءالله جوابش را برای آخرت دارند.
5- همین 2 ماه پیش بود که رهبری گفتند تا زمانی که پرونده ای به سرانجام نرسیده و حتی وقتی به سرانجام رسید، متهمان آن را بی آبرو نکنید. وقتی در اذهان عمومی، کاملا جا افتاده است که وقتی کسی دارد از «جریان انحرافی» صحبت می کند، منظورش اشخاصی همچون مشایی و بقایی هستند، چگونه کسانی فکر می کنند در قضیه اختلاس، بدون اسم آوردن از مشایی و به صرف ذکر عنوان «جریان انحرافی»، دارند دستور رهبری را رعایت می کنند؟
6- بنا به همان دو پیش فرضی که در یادداشت قبلی ام گفته ام، دفاع از حیثیت رئیس جمهوری را بر خودم واجب می دانم. پس، نهضت ادامه دارد.
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 0:10 توسط فرهاد
|