در کله های منجمدتان فرو کنید که یک رئیس جمهور، رئیس جمهور همه مردم کشورش است + یادداشت تکمیلی
در کله های منجمدتان فرو کنید که یک رئیس جمهور، رئیس جمهور همه مردم کشورش هست، نه رئیس جمهور حزب اللهی ها، نه رئیس جمهور مذهبی ها، نه رئیس جمهور ولاییها، نه رئیس جمهور کسانی که به او رای داده اند و نه رئیس جمهور مسلمانان. او رئیس جمهور همه مردم کشورش است.
در کله های خشکتان فرو کنید به همان نسبت که چون کمونیستها شعار عدالت می دادند، دلیلی نداشت که ما از شعار عدالت دست برداریم، به همان نسبت هم حق نداریم چون زمانی در این کشور، غربگراها شعار «ایران برای همه ایرانیان» سر می دادند، فکر کنیم که «ایران برای همه ایرانیان نیست».
در دولتی که به طور حتم بیشتر از همه دولتهای قبلی به حوزه های علمیه، هیئات مذهبی و مساجد، کمک عمرانی و مالی کرده است، چرا وام دادن به هدیه تهرانی اینقدر به چشمتان آمده و برایتان سنگین تمام شده است؟
در حکومتی که سالهای سال است، مشتی گردن کلفت، نه یک بار، که بارها و بارها با رانت و به رایگان به سفر عمره و حج فرستاده می شوند، چرا به عمره فرستادن کسی مثل مهناز افشار، برایتان اینقدر گران تمام شده است؟ مگر او را به سفر «لاس وگاس» و «میامی» و «آنتالیا» فرستاده اند که اینقدر جوش آورده اید؟
امثال شما، اگر زمان حضرت رسول بودید و عیادت ایشان از یک بیمار یهودی را می دیدید، چه می کردید؟ امثال شما اگر پول بیت المال را که حضرت رسول، خرج «مولفه قلوبهم» می کرد می دیدید، چه می کردید؟ روایات اسلامی، داستان حضرت عیسی و «مریم مجدلیه» را که در انجیل آمده است تایید می کنند، شمایان اگر زمان حضرت «عیسی روح الله» بودید، با این مرامتان چه برخوردی با این پیامبر الهی می کردید؟
خیلی جالب است، در ایام انتخابات، زرت و زرت، عکس بدحجابها را که پوسترِ کاندیدای مورد نظرمان را در دست دارند با ذوق و شوق در سایتهایمان منتشر می کنیم، وقتی احمدی نژاد به لبنان می رود، عکس بی حجابهایی را که پوستر او در دست دارند با افتخار منتشر می کنیم، اما وقت عمل که می رسد، وقتی که باید حواسمان باشد بدحجابها هم ایرانی اند و رئیس جمهور و دولت، رئیس جمهور و دولت آنها هم هستند، یک تک فریم از نشست و برخاستِ مسئول فرهنگ دولت با یک هنرپیشه بدحجاب را می کنیم چماق. تک فریمی که مطمئنم اگر کسی اهل جستجو و گیر دادن بود، نه یک مورد که دهها مشابهش را در پرونده بیشتر مسئولان فرهنگی کشور، از حزب اللهی ترینشان تا لایئکهایشان می یافت.
آدم می سوزد. جماعتی هستند در این کشور که با اراجیف گوییهایشان، با تنگ نظریهایشان، با طلبکاریها و نق زدنهای همیشگی شان و با بی مروتیهایشان به رئیس جمهور، موجبات طرد خودشان را از اطراف او فراهم کرده اند، آن وقت شاکی هم هستند که چرا رئیس جمهور دیگر با ما نشست و برخاست نمی کند. بروید مغزهای تار عنکبوت گرفته تان را قدری باد بدهید، تا بفهمید چرا احمدی نژاد دیگر شما را تحویل نمی گیرد. شما خودتان احمدی نژاد را رها کردید و اطراف او را خالی گذاشتید، او شما را طرد نکرد. باید می فهمیدید که او فقط رئیس جمهور شما نیست، تا بتوانید با او همکاری کنید، اما نفهمیدید.
تا دو سه سال پیش برایم هضم و درک روایاتی که از پیوستن اهل فسق به نهضت حضرت مهدی(عج)و شمشیر کشیدن بسیاری از اهل فقه بر ایشان سخن می گفتند برایم بسیار مشکل بود. این سالها و این روزها، هرچه می گذرد معنای این روایات برایم روشن تر می شوند.
لینک مرتبط:
داود احمدی نژاد: ما از کسانی که با هدیه ها نشسته و کاروان حج راه می اندازند جدا شده ایم، حتی اگر برادرمان باشند
یادداشت تکمیلی، مورخ 28 شهریور 1390: خوب شد یادم آمد. از حدود یک سال و نیم پیش، سه شنبه بعد از ظهرها (شاید هم چهارشنبه بعد از ظهرها، شک کردم)، به طور هفتگی، جلساتی با موضوع فرهنگ کشور در دفتر مشایی به عنوان مسئول امور فرهنگی دولت برگزار می شد. در ابتدای کار، از تعداد زیادی از کارشناسان و مدیران و سابقون و فعالان فرهنگی حزب اللهی و وفادار به انقلاب اسلامی برای شرکت در این جلسه هفتگی و شنیدن نقطه نظراتشان دعوت شده بود. خیلی از آنها که دعوت شده بودند از همان اول، به بهانه های مختلف در این جلسه حاضر نشدند. خیلی های دیگر، مکررا از بیرون، مورد تشویق قرار می گرفتند که در این جلسات حاضر نشوند و...
تا جایی که خبر دارم، چند جلسه اول به هر حال با حضور تعداد قابل توجهی از کارشناسان فرهنگی، به طور مرتب برگزار می شد. اما رفته رفته، مشایی تبدیل شد به «لیدر جریان انحرافی» و نشست و برخاست با او پرهزینه. پس جلسات، هر هفته کم رونق تر و خلوت تر شد، تا جایی که اگر اشتباه نکنم به تعطیلی کشید و اگر هم تعطیل نشده باشد، به جلسه ای کم رونق و فشل تبدیل شده است. مطمئنم حالا اگر از آنها که مدعو این جلسات بودند و یا از اول و یا در طی جلسات، آن را رها کردند و یا از آنها که از بیرون، مدعوان جلسه را تشویق به غیبت در این جلسات می کردند، سراغ بگیری، خیلی هایشان زبانشان دراز است که احمدی نژاد و مشایی امثال ما را طرد کردند و بازی ندادند و دفترشان شده است محل رفت و آمد هدیه تهرانی ها و.... نه عزیزان! خودتان را هم که بکشید، باز هم تکرار می کنم، این شما بودید که احمدی نژاد را تنها گذاشتید، او شما را طرد نکرد. ریشه اش هم برمی گردد به این روحیه غلطتان که فکر می کنید رئیس جمهور، باید رئیس جمهور شما باشد، نه رئیس جمهور همه ایرانیان.
پی نوشت: می گویند مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد. بنده چون سابقه یک بار مسدود شدن وبلاگم را دارم، مدام ترس از تکرار این واقعه را دارم. به همین خاطر و بدینوسیله به مسئولان فیلترینگ خاطر نشان می کنم تا زمانی که با توهین کنندگان به رئیس جمهوری (از هاشمی رفسنجانی که در سایتش او را منحرف می خواند، تا امثال احسان محمدحسنی که در هفته نامه «۹دی» او را منحرف خوانده و تا منصور ارضی که حکم قتل رئیس دفترش را داده و به مادرش تهمت زناکاری زده و تا حسین شریعتمداری که در سرمقاله دیروزش او را دروغگو خوانده است و دهها مورد دیگر مثل این) برخوردی صورت نمی گیرد، حق ندارند این وبلاگ را به بهانه تند بودن یا توهین آمیز بودن محتوایش فیلتر کنند.